حركت از سمت خام فروشي به محصول فروشي است
برآيند استفاده صحيح از مديريت دانش :
حركت از سمت خام فروشي به محصول فروشي است

بسط و اجراي مديريت دانش باعث مي شود كه كشورها و شركتهاي توليدي به سمت توليد محصول و ارزش افزوده گام بردارند و از خام فروشي مواد اوليه فاصله بگيرند.
مهندس سلبعلي كريمي در نهمين كنفرانس بين المللي مديريت دانش با محوريت مديريت دانش در صنعت نفت كه با حضور مديران ، اساتيد و كارشناسان صنعت نفت در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد ، با اشاره به تاثير مديريت دانش در حوزه هاي كليدي هر سازمان اظهار داشت : از تاثيرات مديريت دانش بر حوزه هاي کليدي سازمان مي توان به حداکثرسازی سرعت فرآیندها در سازمان ، حداقل سازی هزینه ها ، حداکثر سازی اثر بخشی ، بهبود عملکرد سازمان ، جلوگیری از اقدامات نافرجام ، تضمین بقاء و موفقیت سازمان ، ارتقای تصمیم گیری در مورد خدمات عمومی و مزیت رقابتی سازمان اشاره كرد . همچنين ایجاد ارزش اقتصادی/ اجتماعی/ فرهنگی در سازمان ، کمک به مشارکت عموم در تصمیم گیری ، ایجاد رقابت سرمایه های فکری و توسعه نیروی کار دانشی از ديگر اثرات آن است.
مهندس كريمي با تبيين جايگاه اقتصاد مقاومتي در تحقق مديريت دانش افزود : مديريت دانش با رويكرد اقتصاد مقاومتي توجه جدي به منابع انسانی دارد . در اين ديدگاه توسعه یک تعریف کاربردی از دانش مي يابد و با پيچيدگيهاي فرهنگي انطباق دارد. همچنين توجه به دانش ضمنی و کاربرد تکنولوژی اطلاعات ، کنار آمدن با رقابت فزاینده و ایجاد ساختارهای جدید سازمانی از ديگر محسنات آن به شمار مي رود .
مدير عامل شركت نفت مناطق مركزي ايران با اشاره به اراده و الزامات قانوني و پيش بيني هاي لازم براي اجرايي شدن اقتصاد مقاومتي ، اظهار داشت : با هوشمندي و درايت مقام معظم رهبري بر ضرورت اجرايي شدن اقتصاد مقاومتي و تسري آن در برنامه ششم توسعه ، به زمينه هاي فرهنگي و تبديل از نياز به باور و وجود ستاد اجرايي آن اشاره كرد و افزود: وجود اراده و راهكارهاي عملي اقتصاد مقاومتي را بايد به فال نيك گرفت كه زمينه توسعه تفكر سيستمي ، مديريت دانش و كاربردي شدن آن فراهم مي سازد.
مهندس كريمي عناصر مدیریت دانش را شامل افراد ، سازمان و تکنولوژی دانست و چارچوب مفهومي مديريت دانش را در حوزه فرهنگ ، اعتماد ، حمايت مديريت ارشد و شفافيت برشمرد . وي محورهاي كليدي در هسته اصلي مديريت دانش را در قالب تسخير دانش ، اشتراك دانش ، ذخيره دانش و مشاركت تعريف كرد.
مدير عامل شركت نفت مناطق مركزي ايران ، پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان را مستلزم تعیین فرصت ها وتهدیدهای سازمان ذكر كرد و تصريح كرد : براي دستيابي به مديريت دانش و شناسايي فرصت ها بايد در ابتدا شبکه های دانش ايجاد شود و مديران و كاركنان دانش محور به كار گرفته شد . در اين شبكه جابجايي افراد ميسر مي شود.
به گزارش روابط عمومي شركت نفت مناطق مركزي ايران ، مهندس كريمي درباره الزامات و پيش نيازهاي سازمان براي پیاده سازی مديريت دانش ، گفت : اين الزامات مواردي همچون تعیین نقش فناوری اطلاعات و ایجاد زیرساخت های لازم ، مشخص نمودن ویژگی های فعالیت سازمان ، تعریف و تعیین اطلاعات سازمان (نیازسنجی/ تصمیم گیری/ مدیریت کارکنان ، تعیین اهداف عملیاتی سازمان و تعیین اهداف کلان سازمان را در برمي گيرد.
وي در رابطه با الزامات و چالشهاي پیاده سازی مدیریت دانش در سازمان ها تصريح كرد : عوامل حياتي پياده سازي مديريت دانش شامل اعتماد و فرهنگ سازماني ، پشتيباني و تعهد مدير ارشد اجرايي، مشارکت، درك و آگاهي كاركنان ، آموزش وتحصيلات كاركنان ، ساختار دانش ، مديريت تغيير و ساختار سازماني منعطف و پويا ، آمادگي سازمان براي مديريت دانش و استراتژي است. از ديگر موارد آن مي توان به رويكرد نظام مند به مديريت دانش ، يادگيري مستمر ، انتصاب مدير ارشد دانشی ، زيرساخت هاي سازماني ، کارگروهی و اجتماعات کاری ، زیرساخت های IT ، همکاری و ارتباطلات سازمانی ، جو ریسک پذیری سازمان و مديريت منابع انساني و انگيزش اشاره كرد.
وي چالش های پیاده سازی مدیریت دانش را به عوامل و حيطه هايي مثل مديريتي ، سازماني ، فرهنگي و فني و تكنولوژي ارتباط داد و شاخص هايي هر عامل را ذكر كرد و اظهار داشت : در عامل مديريتي ، عدم آشنایی مدیران با مدیریت دانش دخيل است . طبیعت منزوی سازمان های دولتی و مقاومت در برابر ايجاد ساختارهاي سازماني جديد از عوامل سازماني محسوب مي شود. در بحث عوامل فرهنگي بايد به نبود فرهنگ مشارکت در سازمان ها و نگاه کارمندان به دانش به عنوان منبع کسب قدرت اشاره كرد و در بخش عوامل فنی و تکنولوژیکی ، عدم وجود زیرساخت ها جهت پیاده سازی نقش تعيين كننده اي دارد.
مهندس كريمي مهمترين عوامل تهديدي مديريت دانش را شامل دولتي بودن اقتصاد ، نگاه تجاري به اقتصاد به جاي اقتصاد توليدي ، عدم هدف گذاري كمي و كيفي جهت فعاليت هاي دانش بنيان در دراز مدت ، عدم وجود ساختار، سازمان و نهاد مردمي ، عدم اجراي صحيح اصل 44 ، وجود قاچاق، دلالي، واسطه گري ، سودا گري و رانت ، عدم وجود قوانين حمايتي، قضايي، مالي و بانكي ، عدم حمايت از مالكيت معنوي ، خام فروشي و احتكار درآمدهاي منابع خام و فراموشي تاريخي، فرهنگي و نگاه غير پايدار به دانش و دانش بنيان دانست.
بر اساس اين گزارش در بخش ديگري از اين كنفرانس ، سخنرانان به نقش و بررسي مديريت دانش درباره صنعت نفت پرداختند كه مهندس كريمي در پاسخ به سوالي مبني بر آينده صنعت نفت تا چه حد به كسب دانش هاي نوين و پيچيده وابسته است ، اظهار داشت : از عصر انقلاب صنعتي تاكنون ، علاوه بر عناصر اصلي حيات مثل آب ، هوا و خاك ، انرژي هاي فسيلي همچون نفت نيز جايگاه خود را در سبد انرژي و توسعه كشورها باز كرده است. ضرورت تكنولوژي در صنعت نفت نيز انكارناپذير است.اكنون دوران نفت ارزان و آسان تمام شده است چاهها در نميه دوم عمر خود هستند و نقش و كاركرد تكنولوژي ، ملموس تر مي شود . بر اساس برآوردهاي كارشناسان اگر يك درصد ضريب بازيافت از چاهها را بالا ببريم حدود 300 ميليارد دلار درآمد حاصل مي شود كه با آن مي توان 30 ميليون شغل پايدار و دراز مدت ايجاد كرد.


نظر شما :